شش ماهگيت مبارك عشقم
سلام دختر گلم سلام عزيز مامان سلام پاره ي تنم 6 ماهگیت مبارك عشق من چقدر زمان زود ميگذره انگار همين ديروز بود كه شما فندق مامان رو گذاشتن بغل من تا از شيره جانم تغذيه كني. هيچ وقت زماني رو كه براي اولين بار در اغوش گرفتمت رو فراموش نمي كنم. انگار زمان براي من و شما ايستاده بود تا از نفس هاي هم ارامش بيابيم وقتي با اون گريه هاي ناز و معصومانت تقاضاي شير مي كردي و سرت رو چپ و راست مي بردي , انگار دنيا براي من تيره و تار مي شد و فقط ارزوي در اغوش كشيدنت رو داشتم راستي امروز كه براي چكاب قد و وزنت رفتم اول رفتم داروخانه تا برات استامينوفن بگیرم اونجا مسوول داروخانه كلي ...
نویسنده :
مامان مژگان
11:16






